در ,

جام جهانی در یک کشور دیکتاتوری؛ رازهای پشت پرده جام جهانی 1978 در آرژانتین

cb5ca4e0 602b 11ed a209 5961f707d883.jpg

 

تحریریه گپ‌هال – جام جهانی ۲۰۲۲ فوتبال به زودی در قطر آغاز می‌شود. در ماه‌های اخیر فیفا به خاطر واگذاری میزبانی جام جهانی به قطر در معرض انتقادات بسیاری قرار گرفت. حتی سپ بلاتر رییس سابق فیفا، که در زمان ریاست خودش این اتفاق افتاد نیز نسبت به دادن میزبانی به قطر ابراز پشیمانی کرد.

اما در کنار این انتقادها سخنان جانی اینفانتینو، رئیس فعلی فیفا، در نشست خبری در آستانه شروع رقابت‌های جام جهانی در دفاع از میزبانی قطر بسیاری را غافلگیر کرد.

جانی اینفانتینو که خود اهل کشور سوئیس است، کشورهای غربی را به «دو رویی» در برخورد با قطر متهم کرد.

او افزود: «به ما درس‌های زیادی از اروپا و جهان غرب یاد داده‌اند. من اروپایی هستم. ما قبل از اینکه به دیگران درس اخلاق بدهیم، باید برای آنچه که در سه هزار سال گذشته در جهان انجام دادیم در سه هزار سال آینده عذرخواهی کنیم.»

چندی پیش گزارشی در روزنامه گاردین منتشر شد مبنی بر اینکه در جریان ساخت ورزشگاه‌های جام جهانی، حدود شش هزار و ۵۰۰ کارگر مهاجر کشته شده‌اند. اما رییس فیفا درباره انتقادها از وضعیت کارگران مهاجر در قطر گفت: «اگر اروپایی‌‌ها واقعا نگران سرنوشت این مردم هستند، شبیه به قطر راه‌های قانونی درست کنند تا این کارگران برای کار به اروپا بیایند. به آنها امید و آینده بدهید.»

بسیاری انتظار داشتند پس از حوادث ایران، تیم ملی فوتبال ایران از این جام جهانی کنار گذاشته شود و این سوال در نشست خبری از اینفانتینو پرسیده شد و او مانند سایر انتقادات با این سوال برخورد کرد. او گفت: «مگر دو حکومت و دو ایدئولوژی قرار است در جام جهانی با هم بازی کنن؟ بازی بین دو تیم فوتبال است. اگر شما جنگ جهانی می‌خواهید بروید جنگ جهانی اما این یک تورنمنت فوتبال است. آیا در ایران همه ۸۰ میلیون مردم ایران بد هستند؟»

در پایان او این اعتقاد را ابراز کرد که با تلاش‌های فیفا کارگران در قطر و زنان در ایران (برای راه یابی به استادیوم‌ها) اکنون خوشحال‌تر هستند.

برای اینکه با عملکرد فیفا و پشت پرده‌های جهان فوتبال در این روزهای برگزاری جام جهانی بیشتر آشنا شوید می‌توانید به پرونده ویژه دیکتاتوری فوتبال در گپ‌هال مراجعه کنید. سابقه تاریک فیفا با ریاست ژائو هاولانژ بر این نهاد بین‌المللی آغاز شد. مدتی پس از انتخاب او به عنوان رییس فیفا، میزبانی جام جهانی به آرژانتین رسید. کشوری که تحت دیکتاتوری نظامیان و رهبری ژنرال ویدلا دوران تاریک و سیاهی را سپری می‌کرد. در آن زمان نیز کارزاری برای تحریم جام جهانی توسط افراد و نهادهای مدنی بین‌المللی به راه افتاد. مانند آن‌چه در جام جهانی روسیه و قطر با آن شاهد بودیم. اقداماتی که شاید موفقت‌آمیز نبود اما مردم را با پشت پرده‌های کثیف فیفا و جهان فوتبال بیشتر آشنا کرد.
در این مقاله چند روایت درباره جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و کارزار تحریم و اتفاقات عجیبی که در جریان برگزاری جام شکل گرفت و از جمله روایت یک زندانی سیاسیِ شکنجه شده که روز قهرمانی آرژانتین با دیدن آن همه جمعیت اشک ریخت را بازگو می‌کنیم. اگر می‌خواهید ارتباط میان دیکتاتورها با فوتبال و دلیل علاقه‌ی آنها به این ورزش را بدانید می‌توانید این مقاله را در ارتباط با موسولینی و فوتبال به عنوان ابزار پروپاگاندا را بخوانید.

جام جهانی در آرژانتین ویدلا

روایت اول: ژوئن ۱۹۷۸، یازدهمین و یکی از جنجالی‌ترین دوره‌های جام جهانی در شرایطی برگزار می‌شد که خفقان و دیکتاتوری در آرژانتین حاکم بود. اما آیا می‌دانستید که کارزار بین‌المللی بزرگی برای تحریم این مسابقات شکل گرفته بود؟ کارزاری که البته هیچگاه موفق نشد و آن دوره با قهرمانی میزبان به پایان رسید.

در آن زمان سازمان عفو بین‌الملل در واکنشی متفاوت، بدون آنکه خواستار تحریم مسابقات شود، کارزاری با شعار «فوتبال بله، شکنجه نه» راه انداخت.

فرانسه و هلند کانون تحریم این مسابقات بودند، اما در دیگر کشورهای اروپایی نیز تلاش‌های مشابهی در جریان بود. اولین فراخوان برای تحریم جام جهانی ۷۸ در اکتبر ۱۹۷۷ در روزنامه فرانسوی لوموند، کانون اتهامات نقض حقوق بشر در آرژانتین منتشر شد و ابتکار عمل آن از سوی گروهی از شبه نظامیان چپ افراطی فرانسه بود.

آنها جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و «تروریسم دولتی‌اش» را با المپیک ۱۹۳۶ برلین (زمانی که نازی‌ها در قدرت بودند) مقایسه می‌کردند. پوسترهای ضدفاشیستی، نشان‌دهنده باور حقیقی مخالفان نسبت به برگزاری جام جهانی در آرژانتین بود.

این کارزار به قدری گسترده بود که وقتی لامبروشینی، فرمانده نیروی دریایی آرژانتین برای معامله خرید تسلیحات به فرانسه سفر کرد، دو کارمند هتل از بردن چمدان او خودداری کردند.

کارزار تحریم جام جهانی در جذب بسیاری افراد موفق بود و هنرمندان، روشنفکران، سیاستمداران و ورزشکاران به آن پیوستند. البته برخی به دلیل تمایلات ناسیونالیستی و بی‌اعتمادی نسبت به جنبش چپ و قرابت آنها با افکار کمونیستی، در پیوستن به آن اکراه داشتند.

اما به هر حال، این کارزار باعث شد تا بسیاری در سراسر جهان متوجه اعمال رژیم دیکتاتوری آرژانتین علیه مردم این کشور شوند.

قهرمانی آرژانتین تا به امروز بحث‌های فراوانی را برانگیخته است. زیرا که گفته می‌شود دیکتاتوری نظامی این کشور به قهرمانی این تیم کمک کرد و سایه تأسف‌باری را بر دستاورد آنها انداخت.

همانطور که لئوپولدو لوکه، مهاجم چهار گله آرژانتین در آن مسابقات، سال‌ها بعد گفت: «با آنچه که اکنون می‌دانم، نمی‌توانم بگویم که به پیروزی خود افتخار می‌کنم. اما متوجه نشدم؛ بیشتر ما متوجه نشدیم. ما فقط فوتبال بازی کردیم.» ریکاردو ویلا نیز می‌گوید: «شکی نیست که از ما سوءاستفاده سیاسی شد.»

شاید این تنها قهرمانی جام جهانی باشد که باعث ناراحتی فاتحان آن شده است.

در حقیقت هیچکدام از بازیکنان آرژانتین متوجه آنچه که رئیس‌جمهور آرژانتین، ژنرال خورخه رافائل ویدلا نام آن را «جنگ کثیف» گذاشته بود، نشده بودند. اتهامات مربوط به نقض حقوق بشر و ناپدید شدن معترضان و در کنار آن تظاهرات گروه‌های معترض مانند مادران پلازا د مایو، موجب بدنامی گسترده حکومت آرژانتین شده بود.

حتی دنیای فوتبال هم در امان نبود، ژنرال عمر اکتیس، رئیس کمیته سازماندهی جام جهانی، قبل از شروع مسابقات ترور شد. ظاهراً به این دلیل که قرار بود در مورد افزایش هزینه‌های مسابقات افشاگری کند.

تقریباً نزدیک بود به دلیل کارزار تحریم مسابقات، جام جهانی اصلاً برگزار نشود. اما ویدلا برای جلوگیری از شرمساری احتمالی تضمین کرد به هیچ عنوان در طول مسابقات خونریزی و برخوردهای خشونت‌آمیز وجود نخواهد نداشت.

با این حال، یوهان کرویف، بازیکن سال اروپا و پل برایتنر ستاره آلمان غربی هر دو از شرکت در این مسابقه خودداری کردند. البته بعد‌ها کرویف فاش کرد که دلیل عدم شرکتش در جام جهانی ۱۹۷۸، حمله گروگانگیرها به خانه‌اش در بارسلونا و نگرانی از سلامت خانواده‌اش بوده است.

اما برای ژنرال ویدلا و حکومت نظامی او، مسابقات موجی از غرور وطن پرستانه را به کشوری تزریق می‌کرد که از درون متلاطم بود و جام جهانی باعث می‌شد، تمرکز افکار عمومی از جنایات حکومت او منحرف شود.

در طول مسابقات، جنجال‌های فراوانی بوجود آمد. کلایو توماس، داور ولزی دیدار سوئد با برزیل، رقیب اصلی آرژانتین، گل ثانیه‌های آخر زیکو را با دمیدن در سوت پایان مردود شناخت. یا اینکه ویلی جانستون اسکاتلندی به دلیل مصرف یک دارو ممنوعه از مسابقات اخراج شد. و یا در حالی که آرژانتین نیاز به پیروزی ۴-۰ مقابل پرو برای رسیدن به فینال داشت، ۶-۰ به پیروزی رسید که برخی هنوز هم معتقدند در آن بازی تبانی شده است.

اصالت آرژانتینی رامون ‘ال لوکو’ کیروگا، دروازه‌بان پرو نیز شایعات بسیاری در خصوص تبانی بوجود آورد. اما او با ابراز بی‌اطلاعی می‌گوید: «راستش نمی‌دانم. اما ویدلا کارهای بد زیادی انجام داد، خیلی بدتر از رشوه دادن، بنابراین… اما، آرژانتین یک بازی فوق‌العاده مقابل پرو انجام داد.»

البته در کنار این نقاط تاریک، جام ۷۸ صحنه‌های زیبایی هم داشت. از جمله گل‌های بسیاری زیبایی که در این مسابقات زده شد. از حرکت انفرادی زیبای آرچی گمیل و گل اسکاتلند به هلند که به درستی یکی از بهترین گل‌های جام‌های جهانی محسوبی می‌شود، تا شوت ۳۷ متری آری هان به ایتالیا و گشودن دروازه دینو زوف.

ضربه شگفت‌انگیز هان برای دومین بار پیاپی هلندی‌ها را به فینال جام جهانی رساند، جایی که آنها به مصاف آرژانتینی می‌رفتند که تئوری‌های توطئه بسیاری در خصوص پیروزی آنها برابر پرو مطرح شده بود.

پس از بارش کاغذ‌های رنگی از روی سکوها به زمین ورزشگاه مونومنتال در بوئنوس‌آیرس در ۲۵ ژوئن و پیش از شروع مسابقه فینال، باز هم حاشیه‌ای دیگر سایه‌انداز شد. بازیکنان آرژانتین که به دنبال بهانه بودند، به بانداژی که رنه فان کرخوف، بال هلندی روی بازوی راست خود بسته بود اعتراض کردند و شروع بازی به تاخیر افتاد.

داور ایتالیایی سرجیو گونلا در ابتدا بلاتکلیف بود و بازیکنان هلند، در فضایی که بعدها، جانی رپ آن را بسیار ملتهب توصیف کرد، تهدید به ترک بازی کردند. در نهایت از فان کرخوف خواسته شد تا به رختکن بازگردد و یک لایه به بانداژ خود اضافه کند، در صورتی که او در پنج بازی قبلی هلند، از همان بانداژ استفاده کرده بود.

با آغاز مسابقه، روند بازی با خشونت تمام پیش می‌رفت و تکل‌های خشن از هر دو طرف زده می‌شد. گونلا کنترل مسابقه را از دست داده بود و به نظر می‌رسید که تصمیمات ۵۰-۵۰ را بیشتر به نفع آرژانتین می‌گیرد. درست قبل از پایان نیمه اول، ماریو کمپس آرژانتین را جلو انداخت. اما دیک نانینگا هشت دقیقه مانده به پایان بازی، گل تساوی هلند را زد.

چند ثانیه مانده به پایان بازی، شوت راب رنسنبرینک (بهترین گلزن هلند با پنج گل) به تیر دروازه خورد. در وقت‌های اضافه، کمپس ششمین گل خود در این رقابت‌ها را به ثمر رساند و کفش طلا را از رنسنبرینک ربود. پس از آن گل، دانیل برتونی وارد زمین شد و توانست تیر خلاص را بزند و آرژانتین در خانه فاتح جام جهانی شد.

همان طور که رنسنبرینک بعدها گفت: «اگر مسیر شوت من پنج سانتی‌متر متفاوت بود، ما قهرمان جهان می‌شدیم. علاوه بر آن، من آقای گل می‌شدم و شاید به عنوان بهترین بازیکن مسابقات انتخاب می‌شدم.»

آرژانتین تبدیل به پنجمین میزبانی شد که قهرمان جام جهانی می‌شود. اما با توجه به اینکه میزبانی آنها از ابتدا تا انتها با بحث و جدل‌های فراوانی همراه بود، سخت بتوان تصور کرد که تمام هواداران فوتبال با همان چشمی که به دیگر قهرمانان نگاه می‌کنند، به آنها نگاه کنند.

لوکه بعدا گفت : «من عمیقاً اعتقاد دارم که ما هرگز نباید در آن جام جهانی بازی می‌کردیم.» / منبع

387443f0 602a 11ed a271 63ee7b55924d

روایت دوم: سسار لوییس منوتی سرمربی تیم ملی آرژانتین که جام قهرمانی را در آن رقابت ها بالای سر برد گفت: “بهره قدرتمندان از ورزش به اندازه بشر قدمت دارد”. نظر مردم جهان نسبت به آن جام جهانی منفی بود چون ویدلا برای آن برنامه ریزی کرده بود آن هم زمانی که به کشور در سال ۷۶ ضربه زد (ویدلا در آن سال رییس جمهور آرژانتین شد). مدرسه ESMA یکی از زندان های اصلی زمان دیکتاتوری ویدلا بود و تنها دو کیلومتر با ورزشگاه ریورپلاته فاصله داشت.

ویدلا در سخنرانی مراسم افتتاحیه جام ۷۸ را “جام جهانی صلح” نامید. جانی رپ، بازیکن هلند چند ساعت پیش از فینال برابر آرژانتین گفت: “می ترسیم پیروز شویم”. هدف رییس جمهور آرژانتین مشخص بود او می خواست مردم کشورش حتی برای یک ماه آن شرایط خفقان را فراموش کنند و پرچم آلبی سلسته را به دلیل مشخصی برافرازند. ۵۰ سال بعد سخت می شد گفت که آن جام جهانی تصویر دیکتاتوری وحشتناک را برای مردم آرژانتین پوشاند.

ریکاردو ویا، بازیکن آلبی سلسته گفت: از ما برای پنهان کاری و فراموش کردن 30 هزار نفر از انسانها که ناپدید شده بودند، بهره بردند. من احمقی بودم که فراتر از توپ را نمی‌دیدم. / منبع: ایسنا

مرگ یا افتخار، قسمت های تاریک جام جهانی آرژانتین

آرژانتین کشوری در آمریکای لاتین است و خب کشور های آمریکا لاتین با برزیل شناخته می شوند و کم بیش همه رفتاری مانند مردم برزیل دارند. پر از انگیزه، خشم و هیاهو و البته عشق و مقدار زیادی فوتبال. آرژانتین در سال 1978 میزبان جام جهانی بود. در آن سال ها مردم آرژانتین در فقر و محرومیت بودند و شاید فوتبال تنها راه برون رفت بود البته به صورت یک استامینوفن. از سال 1976 تا 1981 ژنرال ویدی الا رییس جمهور آرژانتین بود و در دوره وی جام جهانی برگزار شد.

جان اسپورلین در کتابی به نام” مرگ یا افتخار، قسمت های تاریک جام های جهانی” به بیان موضوعاتی در باره جام های جهانی پرداخته است. قصد مرور این نکات درباره جام جهانی 1978 را داریم. این یادداشتی فوق العاده از بخشی از آن کتاب هست.

روایت سوم: بازی افتتاحیه ما بین آلمان غربی و لهستان بود. بازی در اول جون( 11 خرداد 1357) برگزار می شد. قبل شروع بازی ژنرال ویدی الا از توازن و دوستی کشور های حاضر در مسابقات گفت. وزیر امور خارجه آمریکا، هنری کسینجر نیز همین صحبت ها را تایید کرد. همه از یک جام جهانی در آرامش صحبت می کردند از جمله ارتش. رییس جمهور آرژانتین از مردمش خواست پشت پرچم آبی و سفید این کشور متحد شوند.

آرژانتینی ها در مسابقات فوتبال از کاغذ های رنگی و نواری شکل استفاده می کنند و به این نوع تشویق شهره هستند. این کاغذ های رنگی چهره ای آشوب انگیز به تورنمنت داده بودند. البته نباید از کارناوال های آرژانتینی ها غافل شد. مهاجم وقت تیم ملی آرژانتین، لوکه درباره آن سال اینگونه گفته است:” مردم شهر های بزرگ احساس می کردند که فقر و محرومیت را فراموش کرده اند. در بیشتر روز ها هواداران در کنار اوتوبوس تیم ملی می دویدند و به آن تسبیح آویزان می کردند و برای ما دعا می کردند. از چشمان آن ها می توانستی بخوانی که از ما چه می خواهند. ما در زیر فشار زیادی بودیم که قهرمانی را برای مردم کشورمان به ارمغان بیاوریم و کمک کنیم رنج هایشان را فراموش کنند. چگونه می شد به خاطر این مردم، قهرمان نشد.”

در بازی اول آرژانتین به سختی، مجارستان را 2 بر 1 شکست داد. لوکه گل اول آلبی سالسته را به ثمر رساند. بعد از آن بازی نامه ای بدون نام به دست لوکه رسید که در آن گروهی از ارتشیان او و تیم ملی را تهدید کرده بودند که در صورت حذف از رقابت ها آینده خوبی در انتظارشان نخواهد بود. آرژانتین در گروه 1 مسابقات با مجارستان، فرانسه و ایتالیا همگروه بود. لوکه در این مورد گفته است:” فرانسه و ایتالیا تیم های سطح اول دنیا بودند و در جام جهانی 82 نیز سطحشان را به رخ کشیدند. بعد از بازی با مجارستان یکی از ارتشی ها با لبخندی روی صورت به من به صورت کنایه آمیزی گفت این گروه، گروه مرگ است، همان که از آن می ترسیدید. من هیچ دلیل برای اینکه حرف های او را شوخی تلقی کنم نداشتم. بعد از آن فهمیدیم که جام جهانی چقدر برای ارتش اهمیت دارد. اولین چیزی که بعد از صحبت ها به یادم آمد روزی بود که برادر نزدیک ترین دوستم، ناپدید شد و چند روز بعد جسد بی جانش در کنار ساحل ریور پلاته پیدا شد. در آن سال ها گاهی مخالفان رژیم را از هواپیما به درون آب پرتاب می کردند.”

بازی در مقابل فرانسه برای آبی و سفید ها سخت بود. فرانسه میشل پلاتینی را داشت و در نیمه اول آرژانیتن فقط در زمین خود دفاع می کردیم. تماشاگران بوینس آیرسی دائما تیم ملی شان را هو می کردند. در نقل قولی، یکی از اعضا تیم ملی فرانسه در آن سال گفته است:” بازی فرانسه و آرژانیتن در جام جهانی 1978 به نفع آلبی سالسته درآمده است.”  یکی از بازیکنان فرانسه که نامی از او برده نشده است. اعتقاد داشته است داور بازی دنیل پاسارلا را بعد از هل دادن دیدر سیکس از تصمیماتش آگاه کرده است. داور به پاسارلا گفته است:” لطفا دیگر این کار را تکرار نکن و گرنه مجبورم دفعه بعد خطا بگیرم.” در صحنه دیگری لوکه، سیکس را در محوطه جریمه آرژانتین هل می دهد اما داور خطا نمی گیرد و تصاویر تلویزیونی نشان می دهد که داور بازی، آقای ژن دوباخ از سوییس به لوکه چشمک می زند. لوکه شدیدا این موضوع را تکذیب کرده است. پاسارلا بعد از خطا هند مدافع فرانسه از روی نقطه پنالتی گل اول را برای آرژانتین به ثمر می رساند.

در سال 2003 این شایعات جدی تر شد. در برنامه ای رادیویی در کشور فرانسه. یک فرد روی خط آمد. با صدایی که تغییر داده بود، گفت بازیکن سابق تیم ملی فرانسه است. او این گونه گفت:” من دیدم چند تن از بازیکنان بزرگ آرژانتین قبل از شروع آن بازی( آرژانیتن و فرانسه در جام جهانی 1978) قرص های آبی رنگی خوردند.”  وبسایت فدراسیون فوتبال فرانسه بعدا فاش کرد که آن فرد که روی خط آمده بود ماریو ترسور– همان کسی که در بازی با آرژانتین پنالتی داد- است هر چند این قضیه هنوز اثبات نشده است. او گفته است بازیکنان آرژانتین از قرص آمفتامین استفاده کرده بودند.” شما می توانستید صدا فریاد را از رخکتن آرژانتینی ها بشنوید آن ها تا دو ساعت بعد بازی انرژی زیادی داشتند.” مسئولان فیفا بعد از بازی از بازیکنان آرژانتین تست دوپینگ نگرفتند.” یکی از بازیکنان سرشناس آرژانتین در لیست تست دوپینگ بود. اما هنگامی که مامور فیفا وارد شد، یکی از سران عالی رتبه آرژانتین نامه ای به او داد و از اتاق خارج شد.”  فرد روی خط آمده اصرار داشت هنگامی که دو بازیکن فرانسه به این موضوع اعتراض کردند، مسئول فیفا به آن ها اینگونه گفت:” یالا. شما که می دانید در اینجا چه خبر است.”

لوییز گالاوان، دفاع وسط آرژانتین در آن جام جهانی به صراحت گفته است که هم تیمی هایش هیچ کار غیر قانونی ای انجام نداده اند.” همه این حرف ها مزخرف است. مسئولان فیفا زیر چنین فشار هایی از سوی بازیکنان و سیاستمداران آرژانتینی نمی رفتند.” اوکامبو، مسئول تداراکات آرژانتین در جام جهانی 1978 نقش حیاتی در این تیم داشته است و موظف بوده است ادرار بازیکنان آرژانتین را به محل تست ببرد. لوییز گالاوان تایید کرده است که یکی از مسئولان فیفا از این موضوع که آزمایش یکی از بازیکنان آرژانتین نشان داده است او باردار است، گیج شده بود.

61be91a0 602c 11ed a209 5961f707d883.jpg

بازی همچنان در هاله از ابهام قرار دارد اما گل دوم آرژانتین که توسط لوکه به ثمر رساند. جای هیچ شکی نداشت. این گل شور و حرارتی در آرژانتین به پا کرده  حتی در شکنجگاه ارتش و حکومت آرژانتین. در جایی که انسان هایی از جنس حیوان کار می کردند و البته شکنجه می دادند. این حرکات حکومت آرژانتین حتی برای دهه 70 آمریکا لاتین نیز وحشتناک بود.

مانوئل کالمس، یکی از افرادی بود که در این شکنجگاه بازداشت بود. صحبت های او اینگونه است:” من چند هفته آنجا بودم و همیشه یک کیسه بر سرم بود چراکه نگهبانان می ترسیدند من با دیگر زندانی ها راجع به فرار صحبت کنم. سلول من جایی بود که می توانستم صدای های بیرون را بشنوم. در بیرون هم همه بود. وقتی لوکه گل پیروزی را زد. زندان منفجر شد. می توانستم صدای شعار های زندانبان ها را بشنوم که فریاد می زدند” لوکه ،لوکه.”  آن ها مانند سگانی پارس می کردند. ناگهان همه جا ساکت شد. نگهبانی آمد و در گوش من گفت. این آخرین باری است که می توانی خوشحالی کنی. حقیقتش هنوز نفهمیدم چرا آن حرف ها را در گوش من زد.” / منبع: طرفداری

 

روایت چهارم

جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین در حالی برگزار شد که دیکتاتوری نظامی این کشور هزاران دانش‌جو، روزنامه‌نگار، هنرمند، فعال کارگری و سیاسی چپ و وکیل دادگستری و… را در بازداشتگاه‌ها کشته بود یا مشغول شکنجه آن‌ها بود. دیکتاتوری نظامی آرژانتین تمام تلاشش را کرد تا از فرصتی که فیفا در اختیارش گذاشته بود برای بازسازی چهره خود و ارائه تصویری «نرمان» از جامعه استفاده کند.

صبح روز ۱۸ اکتبر ۱۹۷۷ گریسیلا، در ایستگاه متروی «اکویت» در مرکز بوئنوس‌آیرس، داشت سوار مترو می‌شد که مردی به او نزدیک شد. «پلیس فدرال. بازداشت هستید. باید بیایید!»

گریسیلا خودش را روی زمین انداخت. جیغ زد. سعی کرد کپسول سیانوری که در جیب پیراهنش داشت را بیرون آورد. سه مرد دیگر هجوم بردند. کپسول افتاد و نتوانست کپسول‌های دیگری را که در سوتین و کیف دستی‌اش پنهان کرده بود را بیرون بکشد. آن‌ها مچ دستش را گرفتند و به او دستبند زدند.

شروع کرد به فریاد زدن. اسم من «گریسیلا دالئو» است. دارند مرا می‌‌دزند. می‌خواهند سربه‌نیستم کنند. با پدرم با شماره ۵۹۲۷۸۰ تماس بگیرد! ماموران دیکتاتوری نظامی جلوی دهانش را گرفتند. به مسافران مترو گفتند «فروشنده مواد مخدر است» و گریسیلا را از پله‌های ایستگاه مترو بالا کشیدند. و به داخل یک فورد فالکون (Ford Falcon) انداختند. گریسیلا را مستقیم به بازداشتگاه مخفی «اسما» ESMA در دانشکده مکانیک نیروی دریایی بردند. سه شاهد عینی همان روز با پدر گریسیلا تماس گرفتند و گفتد ماموران حکومت نظامی او را با خود بردند.

برآورد می‌شود طی دوره دیکتاتوری نظامی آرژانتین، بین سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳، حدود پنج هزار تن، تنها در بازداشتگاه مخفی «اسما» بازداشت شدند. اکثر این افراد دیگر هرگز به خانه بازنگشتند.

گریسیلا دالئو از معدود جان به‌دربردگان شکنجه‌گاه مخوف «اسما» است. او ۱۵ ماه در این بازداشتگاه بازجویی و شکنجه شد. شکنجه‌‌گران چندین بار گریسیلا را در محوطه چمن دانشکده مکانیک روی زانو نشاند و وانمود کردن که می‌خواهند او را اعدام می‌کنند، اما در نهایت او را به تبعید فرستادند و جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین در حالی برگزار شد که دیکتاتوری نظامی این کشور هزاران زندانی را در بازداشتگاه‌ها کشته بود و داشت شکنجه می‌‌کرد. البته که مسئولان «فیفا» سعی می‌کردند تمامی این گزارش‌ها را نادیده بگیرند.

در اوج سرکوب و شکنجه و کشتار هزاران دانش‌جو، نویسنده و هنرمند، فعال کارگری، روزنامه‌نگار، وکیل و فعالان سیاسی چپ و…گئورگ اریکسون، سرمربی وقت تیم ملی سوئد، مصاحبه کرد و گفت: «اقامت ما در آرژانتین عالی است. به ما خیلی خوش می‌گذره. چیزی هم ندیده که نشان‌گر بدی شرایط آرژانتین باشد.»

دیکتاتوری نظامی آرژانتین برای این رقابت‌های جام جهانی آن سال ۵۲۰ میلیون دلار خرج کرد. (تقریبا چهار برابر رقابت‌های سال ۱۹۸۲ اسپانیا.) بازی فینال جام جهانی ۱۹۷۸ روز ۲۵ ژوئن، میان آرژانتین و هلند، در استادیوم «مونومنتال» تنها کمی دورتر از بازداشتگاه مخوف «اسما»، برگزار شد.

گریسیلا دالئو و شمار اندکی از جان به‌دربردگان «اسما» شهادت داده‌اند که چه طور در روز فینال بازی‌ها، شکنجه‌گران و زندانیان در کنار هم به تماشای بازی آرژانتین و هلند نشستند.

گریسیلا دالئو، در مقاله‌ای که بعدها با نام «وقتی که برد یک پیروزی نیست» منتشر کرد روز قهرمانی آرژانتین در زندان را این طور به‌یاد می‌‌آورد: همراه با سایر زندانیان، نگهبانان و مسئولان بازداشتگاه پای یک تلویزیون سیاه‌و‌سفید نشسته بودند. در حالی که صدای تشویق و هیاهوی تماشاگران استادیوم از کمی دورتر شنیده می‌شد. برای لحظه‌ای شکنجه‌گران و زندانیان متحد و هم‌بسته شده بودند.

گریسیلا در مقاله‌اش از فردی با نام خورخه ادواردو، از مسئولان اصلی شکنجه‌گاه «اسما»، نام می‌برد که به تعبیر او «دیوانه» شده بود و فریاد می‌زد: «ما بردیم! ما بردیم!!» دست زندانیانش را می‌فشرد و بر گونه‌های آن‌‌ها را بوسه می‌زد!

او در جایی دیگری از یادداشت خود می‌نویسد: «اگر آن‌ها پیروز می‌شوند، ما باخته‌ایم». گریسیلا در ادامه مقاله‌اش نوشت: بعد بازی، او و چند نفر دیگر از زندانیان را سوار یک پژو ۵۰۴ می‌کنند و به مرکز شهر می‌برند. گریسیلا می‌گوید باورش نمی‌شد که چنین جمعیتی در خیابان جمع شده‌اند و جشن «پیروزی» گرفته‌اند.

گریسیلا ادامه می‌دهد در حالی که اشک از چشمانش سرازیر شده بود با خود فکر می‌کرد اگر همین الان فریاد بزند که «من یک ناپدیده شده‌ام!» کسی این وسط هرگز به چنین «مزخرفی» گوش نخواهد داد. / منبع

 

 

گزارش

رای بدهید

نویسنده سیاوش راد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

GIPHY App Key not set. Please check settings

Articles Title Image 1650

یان پاتوچکا و همبستگیِ لرزیدگان

9633396050 e152ae12f0 o 1536x971

اعتراضات و اتصالات: بازخوانی تجربه‌ی‌ لهستان